info@karegari.com صغحه اول
آرشیو مقالات
آرشیو ویدئو
سایت روز شمار جنبش کارگری ایران
سایت " روزشمار جنبش کارگری ایران" ؛ با اعتقاد به مبارزات مستقل کارگران و دفاع از مطالبات بیواسطه آنان دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش دارد که استقلال عمل این مبارزات را درتمام عرصه ها و بویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و جنبش های اجتماعی ( زنان - پرستاران - دانشجویان و جوانان - معلمان - بازنشستگان - ملیت های ساکن ایران ) و زندگی کودکان خیابانی کار، با ارائه منابع خبر روز شمارنماید. تلاشم بر این بود که در این سایت آرشیو روزشمار را که طی سال های متوالی انتشار داده ام ، جای دهم . همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها و نهادهای کارگری و ارسال به موقع اخبار به سایت " روز شمار جنبش کارگری ایران" ما را در پیشبرداین وظایف توامان کمک می نماید. با احترام امیر جواهری لنگرودی
یوسف اردلان:مرگ فعالان محیط‌زیست، ارژنگ بامشاد:رویدادهای سیاسی


مژده ارسی -درگفتگو با امیرجواهری


مژده ارسی -درگفتگو با امیرجواهری


رادیو راه کارگر- مصاحبه امیرحواهری با بیژن کیارسی


´گزارش امیر جواهری از رادیو راه کارگر پیرامون گردهم آئی اعتراضی به حضور نمایندگان ضد کارگری جمهوری اسلامی دوشنبه ششم ژوئن ۲۰۱۶ از شهر ژنو ( سوئیس ) در برابر سازمان جهانی کار در گفتگو با رفقا : سیامک موئد زاده ، علی اکبر و نادر و علی رسولی از فعالان نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران - خارج از کشور


اول ماه مه


گفتگوی :امیر جواهری بارفیق رضا چیت ساز


گفتگوی امیر جواهری با رفیق مهرنوش اشترانی از خانواده های جانفشانان کشتار دهه شصت و یکی از سخنگویان کمیته برگزاری هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران در باره مضمون برپایی هفتمین یادمان یاد یاران از 29 سپتامبر تا 1 اکتبر در شهر هانوفر آلمان


گفتگوی امیر جواهری با رفیق مجید تمجیدی کارشناس مسائل کارگری پیرامون سفر نخست وزیر سوئد استفان لوون و هیئت همراه اقتصادی سوئد ، در کنار آندرش فربه دبیراتحادیه کارگران متال که به همراه هیئت در تاریخ های یازدهم و دوازدهم فوریه 2017راهی ایران می شوند م


مجله کارگری چهارم آذر ۹۷:سندیکاسازی تقلبی،تحصن معلمان،اعتصاب فولاد اهواز و هفت‌تپه


مجله کارگری جمعه ۸ تير ۱۳۹۷


گفتگوی امير جواهری با سعيد تقوی مسئول پروژه پلاتفرم سنديكاهای سوئد در همبستگی و حمايت با جنبش مستقل و آزاد كارگری ايران. گفتگوی رادیو پیام آزادی با محمدرضا شالگونی پیرامون تقابل اصلاح‌طلبان با مبارزات انقلابی توده‌ها و پدیده‌ی کودک‌آزاری و نظام جمهوری اسلامی


گفتگوی امیر جواهری با محمد رضا شالگونی در باره اعتصاب سراسری کامیونداران کشور، ویژگیها و اهمیت بخش خدمات در اقتصاد کشور و تاثیر و نقش ان در سازمانیابی تشکلهای مستقل و سراسری کارگری


روز شمار کارگری ۱وا ماه مه ۲۰۱۸ برابر با ۲۱ اردیبهشت ۱۹۳۷


مجله کارگری ، اخبار و اعتراضات روزجهانی کارگر و هفته معلم از امیر جواهری


سازمانیابی تشکل های مستقل و سراسری کارگران، چرا و چگونه؟


یادداشت کارگری هفته کارگران شهرداری ها و دشواری های حقوق های عقب مانده سطوح مختلف این بخش از خدمات کشور! / امیر جواهری لنگرودی
سرانجام در برابر حدت اخبار مربوط به دشواری وضعیت کارگران شهرداری ها در شبکه های مجازی ، خبر گزاری کارایران - ایلنا ، گزارش میدانی خانم مریم وحیدیان را درتاریخ پنجشنبه ۱۱بهمن ۱۳۹۷ انتشارداده است. دراین گزارش کارگران شهرداری را طی ماههای گذشته در دستکم ده شهر یعنی شهرهای نیشابور، شوشتر، شادگان، دزفول، آبادان، بندرامام، مریوان، آبژدان اندیکا، حمیدیه و لالی (خوزستان) ودرعین حال کارگران شهرداری کورائیم ، زرآباد (سیستان) و سی ‌سخت (کهگیلویه و بویراحمد) اخیراً نسبت به عدم پرداخت دو تا هفت ماه دستمزدشان تجمعات اعتراضی برپا داشتند.


یادداشت کارگری در سالگرد چهلمین سال انقلاب بهمن ۱۳۵۷؛ اسماعیل بخشی صدای خاموش نشده نسل ما در رودررویی با استبداد حاکم است که همچنان تکثیر می گردد ! / امیر جواهری لنگرودی
نامه اسماعیل بخشی فریاد دادخواهی داغ لعنت خوردگانی ایست که از دل جنبش کارگری ایران در تاریخ روز جمعه ۱۴ دی ۱۳۹۷از پست اینستا گرام اش ، به بیرون پرتاب شده است . این نامه به عالی ترین مقام امنیتی "نظام مقدس" ، یعنی مرکز فرماندهی سرکوب همه سال ها و این سال ها و مرگ های خود کشانه زندان های ایران را به پیش صحنه کشانده است . این افشاءگری و فریاد دادخواهی نشانه تحولی نو در طی چند دهه مبارزه طبقه ما در برابر کلیت نظام است . نامه اسماعیل بخشی ؛ فریاد دادخواهی از همه آنانی ایست که زیر ساطور خون چکان شکنجه گران همین نظام با بکارگیری تاکتیک " اعدام نرم" ، "مرگ یا قتل خاموش" بیشمار کارگران شناخته شده از جمله : ستار بهشتی - افشین اسانلو- کوروش بخشنده- شاهرخ زمانی - محمد جراحی - و همینگونه قتل یا مرگ خاموش ولی الله فیض مهدوی- زهرا بنی یعقوب- زیبا (زهرا) کاظمی- اکبر محمدی- ابراهیم لطف الهی - امیر حسین حشمت ساران - امید رضا میرصیافی- امیر جوادی فر لنگرودی- محسن روح الامینی- محمد کامرانی - رامین آقا زاده قهرمانی - هدی صابر، هاله سحابی- محسن دکمه چی، عبدالرضا رجبی - کاوه عزیز پور- قتل احمد راجی از دراویش گنابادی درزندان - بعد از خیزش دی ماه سینا قنبری در تهران؛ محسن عادلی در دزفول- وحید حیدری در اراک- سارو قهرمانی در سنندج- کیانوش زندی در سنندج- علی پولادی در چالوس- محمدنصیری در زنجان- حسین قادری در سنندج- حسن ترکاشوند در کرج- سید شهاب ابطحی در اراک- زجر کش کردن دکتر کاووس سید امامی - قتل فجیع و جانگداز دکتر فرشید هکی - همچنین هنوز به طور قطعی روشن نشده است که چه شد تا شریف باجور فعال زیست محیطی، عضو انجمن سبز چیا و مسئول اطفا حریق این انجمن به همراه محمد پژوهی- رحمت حکیمی‌نیا - امید حسین‌زاده در جنگل های مریوان در آتش سوختند- وحید صیادی نصیری .......؛ در بستر مرگ های خاموش بجا مانده از زخم وجودی این نظام را به دادخواهی فراخوانده است !


یادداشت روز شمار کارگری هفته طی هفته بر طبقه کارگر و خواسته های آنها چه گذشت ؟ / امیرجواهری لنگرودی
گزارشات روزشمارکارگری هفته نشان می دهد : اعتراضات هر چند در واحد های کوچک صورت گرفته است اما در نوع خود زنجیره ای و ادامه دار و با افت و خیز های ویژه خود در اینجا و آنجا دنبال می گردد . برای افکارعمومی جامعه ما آشکارگردید ؛ دروغ دانستن شکنجه کردن فعالان کارگری ( علی نجاتی - اسماعیل بخشی ) و همراه آنان خانم (سپیده قلیان) در زندان‌ جنوب و تهدیدِ آنان از سوی سه قوه قضاییه، دادستان کل و قوه مقننه ، مجریه حسن روحانی و کُل کائنات رژیم اسلامی ...از سر استیصال و یاس می باشد . در این فاصله علی نجاتی همچنان در زندان است و باردیگر در برابر مقاومت اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان ، سراغشان آمدند و بازداشتتان نمودند و به زندان کشاندند! باید نوشت : درآپارات دستگاه ولایی ، دروغ دانستن و انکار شکنجهٔ شدن زندانیان سیاسی و عقیدتی، دگراندیشان، و فعالان کارگری در زندان‌ها ازسوی رژیم، در واقعیت مسئلهٔ شکنجه یکایک مدعیان " من هم شکنجه شدم " هیچ تغییری نمی‌دهد. شکنجه کردن، سیاست و روش پایدار و شناخته‌ شدهٔ رژیم در مقابله با همهٔ نیروهای انقلابی و ترقی‌خواه وهمه مخالفان اندیشه گی نظام اسلامی از فردای قیام بهمن تا به امروز بوده وهست. بعبارتی شکنجه به‌ درجه‌های گوناگون و متناسب با اوضاع‌ واحوال سیاسی، ازسوی رژیم اسلامی به‌ کار گرفته شده و می‌شود. باید اعلام داشت : اِعمال هر سطح شکنجه، پیگرد، و دستگیری فعالان سندیکایی و کارگران گروه بندی های مختلف اجتماعی، بخشی از سیاست حاکمیت اسلامی دربرابر پیشروی جنبش کارگری ما بوده و هست.


یادداشت کارگری باردیگر به بهانه " هیچ " به جان دست فروشان خواهند افتاد! / امیرجواهری لنگرودی
خبر: ۷۰ درصد دست‌فروشان کلانشهرها زیرنظر مافیا هستند به نوشته کانال تلگرامی همراه کارگران آمده است: حمیدرضا تحصیلی، رییس کارگروه تخصصی ساماندهی مشاغل، صنوف و فعالیت‌های شهری شهرداری‌های کل کشور گفته است : «طبق بررسی‌ها ۳۰ درصد دست فروشان تهران و سایر کلانشهرها نیازمند حمایت هستند و حدود ۷۰ درصد به صورت مافیایی فعالیت می‌کنند». موضوع دستفروشی در کل دنیا بخشی از رسته اشتغال اجتماعی معنی می گردد و در برخی از کشورها آنرا با مدیریت صحیح به جاذبه های شهر و کشورشان تبدیل کرده اند و برخی جا ها هنوز نتوانستند راهکار مناسبی برای کنترل آن انجام دهند، از اینرو ناگزیرند با آن برخورد خشن و نابخرانه ، ناشایست و سبکسرانه نمایند.


یادداشت کارگری برای نجات جان سپیده قلیان ، اسماعیل بخشی وعلی نجاتی و پشتیبانی از کیفر خواست آنان ؛ درخارج از کشورچه می توان کرد؟ / امیر جواهری لنگرودی
این فریاد ها را به خاطر بسپاریم :شکنجه و مستند ؛ دیگر اثر ندارد / توپ و تانگ و مستند ؛ دیگر اثر ندارد . سناریوسازی ها و مستند پردازی های پیشین شکنجه گران و امنیتی های رژیم، همگی در راستای زمینه چینی برای سرکوب گسترده تر بوده است. هدف از پخش «مستند» جدید هم غیر از این نیست. بنابراین حالا که از شوک نامه اعتراضی اسماعیل بخشی به شکنجه و فراخواندن بلند پایه ترین مقام امنیتی کشور، وزیر اطلاعات به مناظره و بازتاب های گسترده آن بیرون آمده اند، ضد حمله را با ترور شخصیت و پرونده سازی های کثیف ، علیه سپیده قلیان - اسماعیل بخشی و علی نجاتی کلید زده اند.


یادداشت کارگری : نامه اسماعیل بخشی وسپیده قلیان و بازتاب آن در سطح جنبش داخل و خارج کشور! امیرجواهری لنگرودی
نامه چهاردهم دی دی۱۳۹۷، اسماعیل بخشی و عکس العمل حاکمیت در برابر این نامه جسورانه و یادداشت های تکمیلی بعدی او با عنوان نامه دوم و نامه خانم سپیده قلیان و بازتاب مربوط به این نامه ها ؛ تا به امروز جدا از آنچه که در درون حاکمیت سیاه زندان ، شکنجه و اعدام ، طی این چهار دهه از خود نشان داده است ، روشن شده که حاکمیت با زدن برچسب و پرونده سازی جدید برای اسماعیل بخشی ، به سیاق همیشه تلاش دارد دست پیش بگیره تا پس نیافتد. از اینرو از یک سو همانگونه که در مجله کارگری شماره پیشین آوردم : "من بر آنم ؛ نامه جسارت آمیز اسماعیل بخشی ؛ علیرغم فشارهای سنگینی که متوجه اوست که تکذیبش نماید ، ولی تکذیب " گالیله" ای درپیشگاه کلیسا- با توجه به شناخت مردم از حاکمیت اسلام استبدادی- تکذیبش نیزعین تائید است . چرا که نامه اسماعیل بخشی ، نه به چند بازجوی بی قواره و یا تعدادی کوتوله ی امنیتی، حزب الله از راه رسیده و ته ریشی، بلکه پاسخی بود به ملتی که وحشت، فقر، خفقان، سرکوب، استبداد زدگی و خشونت هار آنان ، در گوش و پوست تاریخ اش ریشه دوانده و انگار بیرون نمی ریخت . اسماعیل پوست ترکاند و بت پوشالی داغ و درفش اقتدارگرايان و النصر بالرعب گویان را به فنا برد . نامه اسماعیل ، سیاست شوم نظام بر حلقه مرگ های خاموش زندانیان سیاسی و زجرکش کردن آنها در شرایطی که تاکتیک سرکوب "بیرحمانه و بی هیاهو" با شدت تمام ادامه دارد، را به باد داد. آنچه که به مثابه زنگ خطری است که باید وجدان های بیدار را به حال آماده باش کامل درآورد. فریاد زد همواره : جان زندانیان سیاسی در خطر است."


یادداشت کارگری :در سالگرد چهلمین سال انقلاب بهمن ۱۳۵۷؛ اسماعیل بخشی صدای خاموش نشده نسل ما در رودررویی با استبداد حاکم است که همچنان تکثیر می گردد !/ امیر جواهری لنگرودی
من بر آنم : نامه جسارت آمیز اسماعیل بخشی ؛ علیرغم فشارهای سنگینی که متوجه اوست که تکذیبش نماید ، ولی تکذیب " گالیله" ای درپیشگاه کلیسا- با توجه به شناخت مردم از حاکمیت اسلام استبدادی- تکذیبش نیزعین تائید است . چرا که نامه اسماعیل بخشی ، نه به چند بازجوی بی قواره و یا تعدادی کوتوله ی امنیتی، حزب الله از راه رسیده و ته ریشی، بلکه پاسخی بود به ملتی که وحشت، فقر، خفقان، سرکوب، استبداد زدگی و خشونت در گوش و پوست تاریخ اش ریشه دوانده و انگار بیرون نمی ریخت . اسماعیل پوست ترکاند و بت پوشالی داغ و درفش اقتدارگرايان و النصر بالرعب گویان را به فنا برد . نامه اسماعیل ، سیاست شوم نظام بر حلقه مرگ های خاموش زندانیان سیاسی و زجرکش کردن آنها در شرایطی که تاکتیک سرکوب "بیرحمانه و بی هیاهو" با شدت تمام ادامه دارد، را به باد داد.


درس های اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه ! / امیرجواهری لنگرودی
اعتراضات سریالی کارگران نیشکر هفت تپه در این دوره و مقاومت یکماهه کارگران هفت تپه در کف خیابان و پرداختن هزینه سخت دستگیری ها و وثیقه گذاشتن های میلیونی برای آزادی تنی چند و دیگر باره احضار ها و در زندان ماندن علی نجاتی چهره شناخته شده و از پایه گذاران سندیکای نیشکر هفت تپه و همینطور درزندان ماندن جانبدران این حرکت اعتراضی خانم عسل محمدی دانشجو ؛ همه وهمه نشان ازاستمرار مبارزه سخت و جان سوز بوده است. این همه باید آغازگر هوشیاری فعالان صنعت نیشکرهفت تپه برای ادامه مبارزه درامر رودررویی با سیاست خصوصی سازی این صنعت تلقی گردد ! همه می دانیم که مبارزه ادامه دارد، ولی مهم این است که ما به عنوان فعالان سیاسی و اجتماعی بتوانیم از نیروهای مان مراقبت کنیم که تنها و بدون پشتیبان نشوند، این وظیفه همه ما هست، و در این صورت است که نه تنها آن افراد توان دوباره می یابند و قوی تر از گذشته به جنبش باز می گردند، بلکه مانند آن ها نیز روز به روز تکثیر می شوند و جنبش های قوی تری خواهیم داشت وجمهوری اسلامی هم نمی تواند به این آسانی مبارزان را فلج یا حذف و این فریاد ها را خاموش کند.


بیکاری با تولید اتوبوس در مرز صفر گره خورده و به مرز هزاران هزار رسیده است!/ امیر جواهری لنگرودی
از زمان بازگشت تحریم های جدید امریکا، کاهش تولید در صنایع مونتاژ و قطعه سازی گسترش یافته و پا به پای سقوط تولید، ورشکستگی شرکت ها بیشتر شده و بیش از۱۰۰ هزار کارگر تاکنون بیکار شده اند: آمار منتشر شده از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) نشان می‌دهد تولید انواع اتوبوس در آبان ماه امسال به نزدیک صفر رسیده است.... حقیقت این است که در شرایط کنونی کشورما ، برای تضمین امنیت شغلی کارگران و بیکاران، راهی بدون خواستِ تأمین اجتماعی همگانی میسر نیست. بخش های مختلف کارگران و زحمتکشان ایران باید به همدیگر گره بخورند و به تشکلی مستقل و سراسری دست یابند. مبارزه برای سراسری شدن تشکل مستقل کارگران و زحمتکشان و تشکل مستقل بیکاران برای دست یابی به کار یا شعار بازگشت برسر کار به عنوان خواستِ مشترک ، بی واسطه و قابل لمس برای همه زحمتکشان ایران نیازی عمومی و همگانی است .


به بهانه خاموشی وحید صیادی نصیری در زندان قم : مرگ ها و قتل های خاموش از دیروز تا امروز؛ پرونده هایی که همیشه بازهستند! فردا نوبت کیست؟/ امیر جواهری لنگرودی
باید از مالخود نمودن جنبش اعتراضی داخل کشور به شدت پرهیز نماییم . نباید جنبش اعتراضی کارگران و جنبش های اجتماعی درون کشور را با دیده انحصار طلبانه و فرقه ای نگریست و با نگاهی ایدئولوژیک ، ابتداء آنها را به خودی و غیر خودی تقسیم نمود و بعد به شکار زندانی بر آمد. باید فریاد زد همه زندانیان سیاسی اعم از کارگر - معلم - کنشگراجتماعی ، دگر باشان جنسی- دراویش- بهائیان - فعالان مذهبی و ملی (کرد- آذری- بلوچ - عرب و ترکمن ) بعنوان فرزندان مردمان کشورمان ، همگی باید آزاد گردند! باید چرخه وثیقه و تضمین ملکی برای آزادی مشروط زندانیان سیاسی برچیده شود . باید عاملین قتل های صورت گرفته را به دادگاه کشاند و باید پرونده های گشوده قتل های خاموش زندانیان سیاسی ایران را به وسعت جهان مطرح نمود. باید عکس های آنان را تکثیر نمود. باید به شکل جمعی، فراگیر و در ابعاد جهانی به خیابان آمد. باید سکوت را شکست و جامعه ایرانی را در سراسر جهان در گیر این کارزار جهانی نمود. ...باید بتوان در همگامی ، هم آوایی و همبستگی بین المللی و اتحاد عمل گسترده ، حرکات پراکنده مان را به اشکال مختلفی بدل به یک حرکت جهانی سازیم و برایش گام های اساسی از همین امروز برداریم . این اقدام از ما بر می آید! ما در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نخواهیم کرد. !!


کارگران باربر، با تنی رنجور و خمیده چرا از دریافت بیمه های اجتماعی محروم اند؟ / امیرجواهری لنگرودی
ازسه راه آذری به سوی میدان گمرک ، بعد به طرف بالا سی متری ،میدان جمهوری، خیابان سپه و پیشتر میدان توپخانه ،همه کوچه و پس کوچه های خیابان ناصر خسرو تا دالان های کوچه مروی و سرچشمه تا شمالی ترین نقاط شهرتهران به سوی میدان میوه و تره بار دراتوبان آزادگان، ازترمینال غرب تا مولوی و میدان گل درجنوب شرقی تهران تا بازاربزرگ تهران، هزاران نفر مشغول به کارهستند که هیچ سازمان و مرجع و نهاد دولتی و کمتررهگذران پُرشمار و خود خسته ازکار روزانه، به آنها توجه واعتنایی نمی کنند، مگردر زمانی که بارسنگین شان برروی زمین مانده باشد. اینان کارگران باربرهستند. باربران این زحمتکشان محروم ،حقیقتا جز پوست و استخوان و عصب تن و چهره شکسته و کمر له شده و خمیده، اغلب با بدن های تاشده ی خویش ،هیچ وسیله ای برای حمل بارندارند. ماهیت وجودی اینان تقریبا درهیچ کدام از نمونه گیری های آماری رسمی و غیررسمی، نشانی از آنها دیده نمی شود. در تحقیقات جامعه شناختی، بررسی ها ی علمی و … هیچ چیزی که نمایانگر وضعیت زندگی آنها باشد، دردسترس نیست یا اگرهم باشد به هیچ دردی نمی خورند.


جامعۀ ما به ماه‌ها و روزهای تعیین کننده‌ای نزدیک می‌شود!
نگاهی به مرحلۀ سوم اعتصاب کامیون رانان گفتگوی امیر جواهری با منصور انتظاری (کارشناس مدیریت حمل و نقل) تا این مرحله، اعتصاب توانست خود را از سطح چند استان، به گستردگی به استان های پرشماری و بالا تر از سیصد (۳۰۰) شهر برساند. توانست بازخوردی در سطح مجلس و دولت و مطبوعات و رسانه‌ها باز کند. توانست کنش ها و واکنش ها و همبستگی دیگر گروه‌های اجتماعی در داخل و خارج از کشور را با خود همراه گرداند. اینها همه جنبه‌های موفق این مرحله از اعتصاب است. از آنجا که این بار واقعاً کارد به استخوان همۀ رانندگان رسیده است. یعنی وضعیت به گونه‌ای شده که کار نکردن برای رانندگان به‌صرفه‌تر است - چرا که درآمد آن ها پاسخگوی هزینه‌ای نیست - هرچه حکومت فشار می‌آورد و وعده می‌دهد، کارگر نمی‌افتد و از طرف دیگر رانندگان به اهمیت و نقش خود در اقتصاد بیشتر پی می‌برند.


حکومت سعی کرده ضمن بکارگیری ناوگان دولتی و تهدید و فشار بر شرکت های حمل و نقل، بحران را سرشکن کند
حکومت سعی کرده ضمن بکارگیری ناوگان دولتی و تهدید و فشار بر شرکت های حمل و نقل، بحران را سرشکن کند. البته مُسکّن هایی مثل توزیع یک میلیون حلقه لاستیک و روغن دولتی، تزریق کرده است ولی ... اینها پاسخگوی دشوارهای موجود رانندگان نیست. واقعیت این است که بحران هر روز عمیق‌تر می‌شود؛ حکومت فاسدتر و پوسیده‌تر از آن است که بتواند پاسخی جز زور و سرکوب به خواسته‌های مردم بدهد. درحالی که پایینی‌ها واقعاً نمی‌خواهند، اما بالایی‌ها هنوز می‌توانند. در چنین شرایطی اهمیت اعتصابات در تضعیف توانایی حکومت و ایجاد اتحاد بین مردم است. در واقعیت امر جامعۀ ما به ماه‌ها و روزهای تعیین کننده‌ای نزدیک می‌شود!


تحصن دو روزه سراسری معلمان ، کُوس رسوایی نظام آموزشی کشور را بر ملا می گرداند ! امیر جواهری لنگرودی
بیش از چند دهه است که معلمان بعنوان بخشی از جامعه تحت ظلم و استثمار برای خواسته های قانونی خود مبارزه می کنند،خواسته هایی همچون، حق تشکل یابی مستقل، تخصیص بودجه عادلانه به آموزش و پرورش، حذف سیاستها و برنامه های کالایی شدن آموزش، اجرای لایحه قانونی مدیریت خدمات کشور، افزایش حقوق معلمان متناسب با تورم، آزادی معلمین در بند، تامین بهداشت و درمان رایگان و..... بعد از خیزش مردمی در دیماه سال ۹۶ که ناشی از فشارهای سنگین اقتصادی و استیصال خانواده ها در تامین هزینه های سرسام زندگی بود، در سال ۹۷ نیز دور تازه ایی از گرانی و تورم اقتصاد بیمار و به تاراج رفته کشور را فرا گرفت و هزینه ها بشدت بالا رفت و فاصله عمیقی بین دخل و خرج خانوارها ایجاد شد .


یادداشت کارگری صدای اعتصاب سراسری رانندگان کامیون ها باشیم! خواست ما آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شد گان است. امیرجواهری لنگرودی مهر ۱۳۹۷ برابر اکتبر ۲۰۱۸
احکام " قطاع الطریق" از جنس همان اتهامات نخ نما و بی پایه ایست که امروز متوجه رانندگان اعتصابی است . راننده ای که حرکت نمی کند و در درون پایانه ها و گاراژ ها و در حاشیه بیابان ها و پارکینگ های جاده ای ، خود را از مسیر تردد در درون جاده ها به کناری کشیده و به پای اعتصاب نشسته اند ، چگونه " قطاع الطریق" اند؟ راهزنان همان عوامل پنهان وآشکارشما ( سپاهی - امنیتی ها و لباس شخصی ها ) هستند که در جاده ها پرسه میزنند و با سنگ پرانی و شکستن شیشه های کامیون ها و گاها به آتش کشیدن وسائل نقلیه، تلاش دارند هزینه اعتصاب را بالا ببرند تا به زعم شما " با اخلال در نظم عمومی" ، قدرت سرکوب را افزایش دهند و دستگیری را تا به امروز به مرز بالای صد (۱۰۰) نفر برسانند و تازه این آغاز راه است. آنهایی که می خواهند این اعتصاب را بتازانند همان "کانون ها" و "انجمن های صنفی ناوگان باری و مسافری" و "کانون انجمن های صنفی کامیونداران" و یا "کانون انجمن های صنفی رانندگان ناوگان حمل کالای سراسر کشور"، را به عنوان تشکل های واقعی نمانیدگان رانندگان جا بزنند . هدف شان این است که این نیروی میلیونی جاده ها، نتوانند تشکل مستقل و سراسری خودشان را بسازند ... اینها می خواهند از این اعتصاب سراسری و تاکنون موفق ، اهرمی برای بقاء و دوام خود شان بسازند. در حالیکه اعتصاب باید بدون تلفات و هزینه بالا پیش برود . ... بهانه دادن به عوامل ریز ودرشت قصاب که تحت عنوان : زندان بان، شکنجه گر، بازجو ، دادستان و دادگستر ، قاضی شرع ، به پای پاشاندن و تلاشی هر حرکت اعتراضی و عدالت خواهانه و صنفی نشسته اند ، جز به سرکوب گسترده این اعتصاب سراسری و فرو ریختن آن ، برای وصول مطالبات اعتصابیون ، هیچ کمکی نمی کند ....


اول مهرماه ۱۳۹۷ آغاز گشایش مدارس ، معلمان آزادیخواه همچنان در زندانند! امیرجواهری لنگرودی
باز حکم بازداشت و شلاق بر پیکر معلم را در دستور خود می دارد. درخبرها آمده است :« شش تن از بازداشت شدگان تجمع ۲۰ اردیبهشت۱۳۹۷ معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران هر یک به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری و پرداخت جریمه نقدی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. »، اینان یعنی « عالیه اقدام ‌دوست، رسول بداقی، اسماعیل گرامی، جواد ذوالنوری، حسین غلامی ومحمد عابدی به اتهام «اخلال در نظم عمومی» و «تمرد نسبت به مامورین حین «انجام وظیفه» به ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.» ؛ چگونه است روسپی مردان درکار تجارت و چپاول و اختلاس های میلیاردی اند و آزاد و رها یند و اسمشان در مظان اخلال در نظم عمومی و خالی کردن جیب میلیون ها تن از معلمان و کارگران و اردوی نابرابر کار و زحمت جامعه نوشته نمی شود و همچنان در کارند و زنان و مردان معلمی که برای طرح مطالبه خود به خیایان می آیند بعد از شش ماه ، باید حکم حبس تعزیری و شلاق و پرداخت جریمه نقدی متهم شوند؟ صدور چنین حکم غیر انسانی در شرایط گشایش مدارس سراسر کشور، تنها و تنها برای ایجاد رعب و وحشت در درون جامعه میلیونی معلمان کشور است


حداقل دستمزد از منظر فعالان سندیکای شرکت واحد چگونه است؟ از حداقل های معیشت محروم هستیم، افزایش فوری دستمزد حق مسلم ماست. از: امیر جواهری لنگرودی
اینجا ست که باید بگویم؛ دستمزد شایسته حق ماست و باید برای این خواست بجنگیم. - باید به صراحت برزبان آوریم: به علت بی اعتنایی حاکمیت به فاجعه ای که برای اردوی کار پیش آوردند بطوری که با سقوط ارزش پول از نظر این که به جای عمل فوری و جدی برای ترمیم مزد ، دارند نیروی توامان رنج و کار ما را بازی می دهند و زمان می خرند. مرتب که با خودشان حرف می زنند ، به همدیگرنهیب می زنند و می گویند : حال که کارگران شاغل و بیکاران ، معلمان، بازنشسته گان، پرستاران، و بقیه آنانی که حقوق ثابت بگیر هستند ، علیرغم اینکه گسترده ترین توده اجتماعی ما و وسیعترینش هستند، ولی آنگاه که پراکنده اند و از تشکلی برخوردار نیستند و تا وقتی پراکنده اند، زیر پایمان می گذاریم وصدایشان هم به جایی نمی رسد. جان کلام اینکه : باید با گسترش همگرایی در اتحاد طبقاتی با هم برای مطالبات پایه ای خودمان و برخورداری از مزد شایسته بجنگیم . چنانچه نتوانیم متحد بشیم ، ما را له خواهند کرد


شرم بر آنانی که معنای شرم را در نمی یابند ! با ورود چینی ها به آبهای جنوب؛ صیادان ایرانی در جنوب کشور فقیرتر خواهند شد. امیر جواهری لنگرودی
اساسا کسی در مجلس و دولت حضور دارند که توضیح دهند: چرا چنین اتفاق دهشناکی در عمق آبهای ایران افتاده است؟ آیا اینجا هم - اطاق فکر و دست مافیای قدرقدرتی به دور از چشم این همه عمله زیر و درشت که - هم نظارت ماهواره‌ای را زیر نظر دارند و هم نظارت فیزیکی اعمال می نمایند - در میان است که اینان نمی توانند ؛ هیچ غلطی برای پایان بخشیدن به آتش خانمان برانداز صید جنوب نمایند؟ باید با صراحت به افکار عمومی جامعه ایران و جامعه جهانی گفت : از یک طرف ؛ طریقه صید این کشتی ها درست نیست و با صید بی رویه خودشان تمام ماهی های ریز و درشت را صید و امکان انقراض انواع و اقسام ماهی های موجود در خلیج فارس و دریای عمان که می تواند تهدید بزرگ اکوسیستمی و زیست محیطی باشد و از طرف دیگر ؛ علاوه بر آن نیز موجب بیکاری صیادان محلی نیز شده اند که از راه صید ماهی امرار معاش می کنند . بنابراین هر آنچه که هست حضور این کشتی ها با هر عنوانی چیزی جز ضرر برای کشورمان ندارد . همانگونه که آوردم ؛ بُود کشتی های صیادی چینی ها، تهدید آشکار بزرگ اکوسیستمی و زیست محیطی و سلب همه توانایی نیروی رنج و کار جنوب مردمان ما است . این مردمان را دریابیم و برای دشواری های آنان چاره بیاندیشیم! چاره کار ؛ تنها پایان بخشیدن به اینگونه قرار دادهای ننگین در چهارچوب توسعه پایدار در حفاظت از منابع تجدید ناپذیر است. همه دست اندرکاران شیلات باید به محاکمه کشیده شوند تا جرات نکنند ، دریای جنوب را همچون شمال کشور به ثمن بخس بفروشند و هر صدای معترضی را در گلو خفه سازند!


تهاجم دولتی و امنیتی به سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، تهاجم به خود سامان یابی طبقه کارگر ایران است! امیرجواهری لنگرودی
هشدار این مرحله فعالان سندیکای کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، نشانگر این است که سندیکا همچنان زنده است و حیات دارد و همچون سالیان طولانی به راه پیمایی توان فرسای خود ادامه می دهد. نمی توان سندیکا را به آسانی از پای در آورد و چهره های پویا و خویشتندار آن را که سال ها در زندان بودند و داغ و درفش و شکنجه را بر تن خود دارند ، از پای در آورد. باز دراین باره خواهم نوشت.


یادداشت کارگری کارگران شهرداری ها و حقوق های معوقه چرا اینگونه بیرویه دنبال می گردد؟ / امیرجواهری لنگرودی
در بیان دشواری های کارگران شهرداری ها باید به پیوند این مشکلات با بافت دولت و پیمانکاران و خود شهرداری ها اشاره داشت. موضوع عدم پرداخت حقوق های معوقه در دو بخش دولتی و خصوصی بدل به قانون نانوشته ای شده که طی سال های اخیر از جمله مطالبه اول نیروی رنج و کار جامعه در همه بافتهای تولیدی اعم از صنایع بزرگ، تولیدی ، معادن ، خدمات عظیم و وسیع شهری اعم از دانشگاهیان - معلمان - بازنشستگان - شهرداری ها غیره هر روزه گزارش می گردد. ماجرای شهرداری ها به گونه ایست که کارگر بعنوان بدنه نیروی کار جامعه ، مستقیم با دولت و حتی شهرداری ها طرف نیست . شهرداری های کشور ، نیروی خدماتی خود را از طریق پیمانکاران در سراسر تامین می نمایند. پیمانکاران نیز عمدتا، عوامل سپاهی - آقا زاده ها ، فرزند خوانده های آیت الله ها، بازنشسته های مال اندوز خودی ، ژن های برترند که به کار پُر درآمد پیمانکاری مشغولند !



کارگران شهرداری ها و دشواری های حقوق های عقب مانده آنان : و آن اینکه امروزه با عمومیت یافتن حقوق های معوقه در سطح شهرداری های مختلف از دیگر بخش ها، آنرا سرآمد بخش های خبری بدل نموده است . به همین نسبت بحث سازمانیابی و تفوق بر پراکندگی آنان نیز ادامه پیدا می کند . آنچه در بحث مربوط به لایه های کارکنان و کارگران شهرداری ها بعنوان موانع تشکل یابی عمل می کند، در مرحله اول عبارتند ازپراکندگی نیروی آنان ، عدم برخورداری یا برخورداری بسیار محدود از وسایل ارتباطی جدید برای تبادل اخبار و انتقال تجربه و از همه مهمتر پذیرش کار با دستمزد پائین و عدم تضمین کاری بعد از پایان قراردادها در برابر صف عظیم بیکاران در بین لایه های مختلف کارگران خاصه کارگران خارجی تبار شهرداری ها عمل می کند. بدین معنی که کارگرانی که برای شرکتهای پیمانی مربوط به شهرداری ها کارمی کنند، بدلیل نداشتن امنیت شغلی از زاویه نگرانی اینکه مبادا فردا، بیکارشوند، به شرایط تحمیلی این شرکتها تن می دهند و هر سطح دستمزد پائین و شرایط نامناسب کار را می پذیرند. از اینرو باید همه این موانع را باز شناخت و برای برچیدن شرکت های پیمانکاری اقدام توامانی در سطح ملی مبادرت ورزید و خود شهرداری ها را نسبت به بازپرداخت حقوق های معوقه کارگران موظف نمود .



طی هفته بر طبقه کارگر و خواسته های آنها چه گذشت ؟خبرهای روزشمارکارگری هفته‌ ای را که پشت سر گذاشتیم ، حول موضوعات گوناگونی متمرکز است ازجمله : در زندان ماندن علی نجاتی و فراخواندن دیگر باره اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و احضار و بازداشت فعالان کانون نویسندگان و تنی چند از جنبش آزادیخواهی و فعالان محیط زیستی کشور - حقوق های معوقه شهرداری ها - حدت بیکار سازی ها و مبارزه با خصوصی سازی ها - تحرکات غیر متمرکز معلمان و بازنشستگان - نشستِ چندین باره نمایشی شورای‌عالی کار و جلوگیری از ترمیم دستمزدها واعلان آغاز بررسی افزایش دستمزد کارگران - بازنگری طرح طبقه‌بندی مشاغل کارگران- تصویبِ کلیات لایحهٔ بودجهٔ سال آینده در کمیسیون تلفیق مجلس که در چارچوب آن شاهد انجمادِ دستمزدها در سال پیشروی( ۱۳۹۸)، هر چند شروع چانه زنی بر سر دستمزد ۹۸ از هفته آینده (هشتم بهمن) بین ترکیب سه جانبه گرایی مورد نظر ، به گردش در می آید. ولی در شرایط تعیین تکلیف دولت و گارد بسته کارفرمایان و بدون حضور نمایندگان انتخابی واقعی کارگران، آنچه که صورت می گیرد ازامروز نگرانی نیروی عظیم توده میلیونی کارگران - به روال هر ساله - تا پایان اسفند ماه را با خود به همراه دارد. به این مجموعه باید سرنوشتِ سازمان تأمین اجتماعی و شستا- و مانورهای حساب‌ شدهٔ رژیم و دستگاه‌های امنیتی بر ضد جنبش کارگری ودانشجویی وآزادیخوهی وبازداشت ها و صدور محکومیت های جدید را تماما در دل اخبارروزشمار کارگری هفته دنبال کرد .



در محکومیت مافیا قلمداد کردن دست فروشان زحمتکش حاشیه خیابان : مافیا اعوان و انصار آقازاده های پورشه سوار و ژن خوبان و رانت خواران و برداران قاچاقچی اند که حتی نمی دانند ثروت بادآورده شان را چطور خرج کنند یا خانواده هایی که ناچار هستند، قوت لایموت شان را از میان زباله ها جمع آوری کنند؟ مافیا، بهره کشان نیروی کار بخش خدمات شهری در شهرداری با توزیع قراردادهای نان و آب دار بین اقوام و خویشاوندان به عنوان پیمانکاران هستند یا بیکارانی که از فرط ناچاری به دستفروشی رو می آورند؟ مافیا آن دختران و پسران در نوبت فروش کلیه های خود هستند، که با فروش آن ، چرخه زندگی زنگ زده خود را روغن کاری کنند تا بگردد یا آن جماعت از مابهتری که علیرغم دهها جلسه دادگاه ( بابک زنجانی )، هنوزهیچ سطحی از باند بازی او با کارگزاران حکومت برای افکارعمومی روشن نشده و همه آنان همچنان برسر کارند تا زحمتکشان عرصه کار خیابانی ، مافیا معرفی گردند و حضرات فرصت یابند برای زدودن آنان برپایه این تفسیر جناب "حمیدرضا تحصیلی"، رییس کارگروه تخصصی ساماندهی مشاغل، صنوف و فعالیت‌های شهری شهرداری‌های کل کشور، بر روی آنان شمشیر از رو بکشند ؟ ننگتان باد که چنین نگاهی در سر دارید !!



بازتاب نامه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در خارج از کشور : نامه اسماعیل ، سیاست شوم نظام بر حلقه مرگ های خاموش زندانیان سیاسی و زجرکش کردن آنها در شرایطی که تاکتیک سرکوب «بیرحمانه و بی هیاهو» با شدت تمام ادامه دارد، را به باد داد. آنچه که به مثابه زنگ خطری است که باید وجدان های بیدار را به حال آماده باش کامل درآورد. فریاد زد همواره : «جان زندانیان سیاسی در خطر است.»..همین که ما دیگر نمی خواهیم در پشت درهای بسته شکنجه شویم و لام تا کام صحبت نکنیم، خودش یک پیروزی برای طبقه کارگر ایران و جهان است. صحبت های یک عده از مسئولان که خودشان بانی همه مشکلات این جامعه هستند برای ما هیچ ارزشی ندارد و ما در این شرایط حساس در کنار شماها هستیم



در باب نامه شجاعانه اسماعیل بخشی باید گفت : نامه اسماعیل بخشی ، دقیق نشانه گیری کرده است . این هدف گیری به جسارت آمیزترین شکل ممکن، نشانه های واقعی جنبش مستقل کارگری ایران را ارتقا خواهد داد و زمینه گسترده ترین همگرایی ها بین کارگران - معلمان - بازنشستگان - زنان- پرستاران - لایه های مختلف دانشجویان- کانونیان و اقشار میلیونی تحت ستم را برای همسویی با هویت جنبش مستقل کارگری ایران ؛ امر دادخواهی خانواده های جانفشانان این نظام از شکنجه گران را به پیش صحنه کشانده است



در باره رخداد سقوط اتوبوس دانشجویان دانشگاه:مردم می پرسند : واقعا اینان نمی فهمند که با ١٤٣ ميليارد تومن بودجه‌ي نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه، می شد چند اتوبوس براي دانشجویان خريد؟ نمی شود با ٩٠٠ ميليارد تومن هزينه‌ي امسال مركز خدمات حوزه‌هاي علميه، به چند مدرسه روستايي بخاري داد؟ تازه دارند اعلام می دارند که ۸۵۰۰ کلاس در ایران با همین سیستم نفتی گرم می شود که خطر در انتظار آنها و ستاندن جان فرزندان ما است و یا در مجلس اسلامی عنوان شد:" استان تهران ، بیشترین میزان فرسودگی ساختمان مدارس در میان استان های دیگر را دارد و تا ٤٠ درصد کلاس های مدارس استان تهران نیازمند نوسازی و بازسازی است". کارگرزان نظام از سرمایه ملی ایران برای بغداد ، دمشق و بیروت مدرسه و کلاس درس می سازند ، اما بر ویرانه های کشور مان در سیستان و بلوچستان ، دانش آموزان باید در پای کپر ها بنشینند و در یاسوج بدلیل حادثه رخ داده در زاهدان ؛ مسئولین مدارس بخاری نفتی را روشن نمی سازند و دانش آموزان با پتو برای گرم کردن خود درکلاس درس ظاهر می شوند تا سرما بر تن و جان آنان ننشیند. حالا پرسش اساسی اینستکه : در این میان چه کس و کسانی پاسخگویند ؟



به بهانه از دست رفتن 4 کودک در آتش سوزی مدرسه ای در زاهدان سال هاست در کنار ظلمی که به معلمان با سرکوب معیشت و منزلت رفته است از حقوق دانش آموزان می گوییم از فقدان کیفیت در آموزش از مدارس ناایمن و غیراستاندارد که جان معلمان و دانش آموزان را تهدید می کنند. نتیجه این مطالبه گری برای معلمان عدالتخواه زندان و تبعید و اخراج بوده و در مقابل مشتی مدیر غیرمسئول، بی کفایت و فاسد هر روز اموال عمومی را بین خود تقسیم می کنند و هنگامی که پای منافع مردم و بودجه آموزش و پرورش به میان می آید از نبود امکانات و بودجه سخن می گویند در این میان هیچ تفاوتی بین جناح ها و باندهای سیاسی از اصولگرایان تا اصلاح طلبان و اعتدالیون با انواع جدید و قدیمش وجود ندارد چون جملگی در سو استفاده های کلان و غارت اموال عمومی ید طولایی داشته و در این زمینه پرونده قطور دارند. آن آتشی که از شین آباد تا زاهدان امروز جان عزیزان ما را می سوزاند محصول سال ها بی توجهی به امر آموزش توسط همین جناح های قدرت است که نوبتی قدرت را در دست می گیرند نتیجه عملکرد تمام جناح های حاکمیت است. نتیجه عملکرد کسانی که صد در صد مراکز پیش دبستانی را خصوصی کرده اند و می کوشند سیاست های ضد آموزشی و پولی سازی خود را بر باقیمانده عرصه آموزش عمومی تسری دهند.



باز دیگر بازنشستگان در چندین استان به خیابان خواهند آمد : در تمام جوامع بشری بنا را بر آن است که بزرگ ترها خودشان را به آب و آتش می زنند تا بلکه دیگر اعضا در آرامش و آسایش زندگی کنند . نمونه ی کوچک آن پدر و مادر خانواده است که برای فرزندان شان سنگ تمام می گذارند و با تمام وجود در خدمت آنان هستند . حال جامعه ی ما را چه شده که مسئولان وبزرگان خود را به خواب غفلت زده و عده ای به غارت و چپاول مملکت مشغولند. همکاران گرامی همچنان که خودتان شاهدید جامعه ی ما روز به روز در منجلاب فقر و تنگدستی فرو می رود و فرهنگ بی تعهدی و منفعت طلبی به شدت رواج می یابد. ما فرهنگیان که زیر بنای دانش و فرهنگ جامعه را پایه گذاری می کنیم سال هاست مورد بی مهری مجلس نشینان و دولتمردان قرار گرفته ایم به طوری که حاضر نیستند لوایح و طرح هایی را که خودشان تصویب کرده اند را اجرا کنند. در پایان ما بازنشستگان فرهنگی به حمایت از تحصن همکاران شاغل و اعتراض نسبت به بازداشت کنشگران فرهنگی ، خواستار پایان دادن به تبعیض حقوقی و ارتقای شان و منزلت خود هستیم و از مسئولین چه مجلس و چه دولت می خواهیم موارد زیر را برای رفع ظلم مضاعف بر خودمان اجرا کنند.



جای معلم زندان نیست! معلمان کشور همچنان در کارند! ابتکار عملی نو برای دفاع از آزادی معلمان زندانی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران : «پیرو بیانیه های قبلی و با توجه به تداوم زندانی بودن برخی از کنشگران صنفی فرهنگی، و نیز استمرار روند بی توجهی مسئولان نسبت به خواسته ها و مطالبات برحق فرهنگیان، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، بر اساس رسالت ذاتی خود، ادامه اعتراضات مدنی نسبت به تداوم بی توجهی عامدانه دست اندرکاران را حق قانونی و صنفی خود می داند. لذا طی روزهای آینده، نوع و چگونگی کنش های اعتراضی را به اطلاع همکاران، دانش آموزان و خانواده های محترم آنها و همه ی مردم شریف ایران می رساند.»



کارگر زندانی آزاد باید گردد این است پاسخ نظام به انسانیت طبقه ما در قبال گذران زندگی شان در برابر خانواده و همسر و فرزندانش !اکنون اعتراض کارگران نیشکر هفت‌تپه شکل دیگری به خود گرفته و خواسته‌های کارگران برای آزادی سپیده قلیانی - اسماعیل بخشی و علی نجاتی پایه گذار سندیکای نیشکر هفت تپه ، شکل گستره تری بخود خواهد گرفت . نباید بیکار نشست ، قلب بیمار علی نجاتی در تپش اقدامات فوری و عاجل همه حامیان جنبش کارگری می تپد و به یاری همه ما نیازمند است . همچنان نیز باید آزادی دیگر زندانیان سیاسی تلاش ورزید .



در نیشکرهفت تپه، تا فعال کارگری زندانی است، مذاکره بی مذاکره در این مدت ، کارگران آگاه و شجاع هفت تپه و مردم شریف شهر شوش با اعتراضات پرشور خود در شهر شوش و تجمع در مقابل فرمانداری ، ضمن دفاع از مطالبات کارگران هفت تپه، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران در بند شده اند. اما در این میان جدیدا افرادی ناشناس !! آگاهانه تلاش می کنند که مسیر خواست و مطالبه کارگران را به انحراف بکشانند .این افراد با بیان اینکه خواست اولیه کارگران هفت تپه تنها دستمزد.است ، عملا مهر سکوت را بر دیگر مطالبه کارگران می کوبند، که کارگران از نمایندگان دربند ، سخنی نگویند و نمایندگان دلسوز و فداکار و منتخب کارگران هفت تپه همچنان در بند باقی بمانند و به فراموشی سپرده شوند.



دفاع از آزادی فعالان نیشکر هفت تپه یک وظیفه انقلابی است معلمان باز داشتی ، بدون قید و شرط، آزاد باید گردند سیمای آتش زنه کارگران نیشکرهفت تپه در طی نزدیک به دو هفته ایستاگی و مقاومت کارگران در فضای کارخانه و بعد به خیابان آمدن آنها و هم نوایی با کارگران گروه فولاد اهواز دردو شهر شوش و اهواز؛ نشان از هم سرنوشتی کارگرانی می داد که در برابر خصوصی سازی و دریافت معوقه های خود در برابر کارفرما و بی نقشه گی دولت حسن روحانی ایستاده و فریاد میزنند : کارگر هفت تپه ایم / گرسنه ایم گرسنه ایم



نه به سندیکای تقلبی و امنیتی ! آری به سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه! آن دسته از احزاب و سازمان ها و اشخاص که تا به امروز به بهانه مرعی نشدن اساسنامه و عدم تدارک مجمع عمومی بدون در نظر نگرفتن شرایط موجود و فرافکنی نیوهای امنیتی و حراست شر کت واحد در برابر تمامیت سندیکای شرکت واحد ، در قبال این سندیکا سازی تقلبی سکوت کرده و با دولت ضد کارگری بمثابه بزرگترین کارفرما و کارفرما ی بخش خصوصی ، حراست و شورای اسلامی و خانه کارگر ، نیروهای امنیتی نا خواسته همصدا شده و پا جای پای همه اهمال کاری ها و تباهی آور سعید ترابیان داشته و باید به امروز و فردای جنبش مستقل کارگری پاسخگو باشند .



فشار به فعالان هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سندیکا سازی زرد و امنیتی سرعت می گیرد. در شرایطی که فعالین شناخته شده سندیکا را به زندان و پای محاکمه می کشانند ولی برای امثال سعید ترابیان ها و حسین میرزایی ها مسیر برپایی مجمع را هموار می گردد تا با همکاری و همدستی نهاد های امنیتی پروژه سندیکا سازی را میسر سازند و این درحالیستکه فعالان هیئت نمدیره و فعالان سندیکا به دفعات تقاضای برپایی مجمع را خواستارشدند و با مقاومت دوزارت کشور و وزرات کار و سایر نهاد های ذیربط روبرو شدند. در همین رابطه در کانال تلگرامی سندیکای شرکت واحد گزارش می گرددکه در روز جمعه ۱۱ آبان۱٣۹۷ ، بار دیگر با بررسی جزئیات پیشنویس اساسنامه آمادگی خود را به ارائه اسناد لازم به مجمع عمومی سندیکا اعلام داشتند .



چرا هاشم خواستار معلم آزادیخواه مشهدی را ربودند ؟ همزمان با تحصن معلمان، موج دستگیری معلمان شناخته شده عبدالرضا قنبری، محمدرضا رمضانزاده ،عباس واحدی و محمد صالح شکری آغاز می گردد. جدا از این خبرها حکایت از احضار هفت معلم سقزی به اداره اطلاعات دارد و اخبار احضار فعالان صنفی معلمان از شهرهای تهران، قزوین، بجنورد، مریوان، کرمانشاه و الیگودرز به گوش می رسد. فعالان محیط زیست همچنان در بازداشت هستند و به زندان های طویل مدت محکوم شده اند. معلمانی همچون :اسماعیل عیدی- محمد حبیبی- محمود بهشتی لنگرودی هم چنان در زندانند و حالا خبر ربوده شدن هاشم خواستار و بستری کردن او در بیمارستان روانی بربهت و حیرت همگان افزوده شده است.



اعتصاب موفق و سراسری معلمان درمدارس سراسر کشور، توانس گسترده ترین همسویی ها و همراهی دانش آموزان ، دانشجویان، گروههای مختلف تشکل های همسوی کارگری و کانون نویسندگان ایران را با این اعتصاب همراه نماید . این اعتصاب هر چند هزینه دستگیری تعدادی از فعالان معلم را با خود دشات ، ولی توانست با رویکرد بخش وسیع معلمان زن در جای جای کشور در کنار دانش آموزان ، موجی از طرح خواسته ها و تنگناهای معلمان را به درون جامعه بکشاند



تحصن دوروزه معلمان در کنار دانش آموزان و اولیاء آنان و رد همبستگی با سایر جنبش های مطالباتی کشور؛ همه فساد نظام آموزشی ایران را حول خواسته های مطالباتی اش افشاء می سازد . تاکیدات امروز برای دو روز پیاپی ، به تناسب وضعیت حاکم بر جامعه نه تحرک خیابانی بلکه تحصن در فضای مدرسه که جدا از معلمان و پرسنل اداره مدارس ؛ میلیون ها تن از دانش آموزان را نیز سوژه خواست ها و مطالبات خود معرفی کرده اند . این فراخوان به تناسب تجارب تاکنونی ، فراخوان به آخرین تحصن یا تجمع اعتراضی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران نیست . آنچه از بیانیه فراخوان" شورای هماهنگی" ، " اعضای گروه ۱۹اسفند" یا " کانون های صنفی معلمان ایران" از این تحصن سراسری حمایت نموده اند، ملازمه این مرحله از مبارزات این نیروی گسترده و میلیونی جامعه ما است که با سایر جنبش های اجتماعی و اعتراضی از جمله اعصاب وسیع رانندگان کامیون ها که امروز سومین هفته خود را دنبال می کند؛ یا بیانیه گروه اتحاد بازنشستگان به مناسبت تجمع ۲۴ مهر ، برپایه تحرک گزوه اتحاد بازنشستگان و به نوعی سطحی از اعتراضات بازار و سایر تحرکان طبقاتی جامعه تعریف می گردد و با آن ها تعریف می گردد . رویکرد امروز فراخوان شورای هماهنگی بر بستر دفاع از تحصیل رایگان،آموزش باکیفیت،لغو ستم جنسیتی بر دختران دانش اموز،معیشت شایسته برای معلمان ،حق تحصیل کودکان پناهنده و...از یک طرف و موضوع پاسخگویی به فشارهای سنگین اقتصادی و استیصال خانواده ها در تامین هزینه های سرسام زندگی دور تازه ایی از گرانی و تورم در برابر اقتصاد بیمار و به تاراج رفته کشور همچنین دفاع از به تاراج رفتن صندوق ذخیره فرهنگیان هم توسط مشتی غارتگر وابسته به قدرت و دفاع از موجودیت طبقه اجتماعی خویش بوده است .



روزجهانی معلم، و واکنش ها در ایران امیرجواهری لنگرودی در جهان متحول، پرآشوب و شبکه ای و کوچک شده ی کنونی نه می توان درها را به روی دیگران بست و نه می توان مانع ورود اندیشه های غیر شد. آموزش اگر تنها راه نجات نباشد، بی تردید از مهمترین هاست. آموزشی که بتواند میان امور عام که برای حفظ انسجام هر جامعه ای ضروری است با امر متنوع پیوندی منطقی برقرار کند. تنوع و تکثر را نه تهدید بلکه فرصت بداند. چنین آموزشی نیازمند معلمانی توانا، به روز و دارای صلاحیت حرفه ای بالاست. اگر آموزش عمومی و با کیفیت،یک حق است که هست، تنها با حضور چنین معلمانی امکان تحقق خواهد یافت.



باید بدون کمترین گذشتی اعلام داشت : آنهایی که با هدف شعله ور ساختن و پر هزینه نمودن اعتصاب رانندگان کامیون در سطح شبکه های مجازی ، می خواهند از این اعتصاب سراسری و تاکنون موفق ، اهرمی برای بقاء و دوام و قدرت نمایی انحصار طلبانه خود بسازند، تنها به دامن زدن آتش بیاری سردمداران سرکوبگر نظام یاری می رسانند و هیچ کمکی به باروری تشکل یابی مستقل رانندگان نمی نمایند. در حالیکه وسعت دامنه مشارکت رانندگان و معترضين در اعتصاب رانندگان كاميون ها در سراسر كشور در ادامه حرکت دو دوره پیشین و همزمانی اعتراضات، این حرکت صنفی را تا همین جا به بزرگ ترین اعتصاب سراسری کارگری سازمان دهی شده به کمک شبکه های اجتماعی در کشور ما تبدیل کرده است و افق های جدیدی برای حرکت در مسیر اعتراض و اعتصاب سراسری سایر بخش های نیروی کار گشوده است . باید از درس های این اعتصاب آموخت وبرکاستی ها و ضعف های آن فائق آمد و باید آنرا یکی از درخشان ترین اعتصابات دوره اخیر ایران ثبت نمود .



باتوجه به افزایش وگرونی روزافزون لاستیک ولوازم یدکی و . . .تحقق نیافتن وعده هایه مسئولین نسبت به رانندگان وحل نشدن حداقل مشکلات این قشرزحمت کش مارانندگان شهرستان زرند نسبت به تاریخ اعلام شده برای اعتراض سراسری تاریخ یکم مهرماه احترام گذاشته ودرتاریخ معلوم شده کلیه رانندگان،ماشین های خودراخاموش وتا حل نشدن مشکلات شروع بکارنمیکنیم...لذا از تمامی همکارا ورانندگان عزیزی که مسیرعبوری شان از زرند بطرف سیریز وبافق و راور میباشد خواهشمندیم ازتاریخ تعیین شده به تصمیم بقیه همکاران احترام وبرای خودشان ارزش قائل شده و ازتردد دراین مسیر خودداری کنن تاخدائی نکرده شرمنده شان نشویم....



اخبار رسیده حاکی از دشوارتر شدن دنیای کار در ایران است. جمهوری اسلامی ایران نشان داده که تعهدات خود در قبال توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، که حق کارگران ایران را در ایجاد تشکلات مستقل به رسمیت می شناسد، مراعات نمی کند. حبس محمد حبیبی تخطی از حقوق بشر و آزادی های اساسی سندیکایی است. از این رو ما خواستار آزادی فوری او هستیم. همچنین به دلیل نقض همین حقوق، ما آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان زن و مرد زندانی، از جمله اسماعیل عبدی ومحمود بهشتی، معلمان دربند را خواستاریم، کسانی که هدفی جز فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق قانونی مزدبگیران ندارند.



زندان و بازداشت و ستاندن وثیقه در ایران ادامه دارد ! برپایه اخبار مندرج درمجله روزشمارکارگری هفته ، خبرها بیانگر این است که بازداشت ها همچنان دنبال می گردد . معلمان شناخته شده و آزادیخواه همچنان در زندانند ، وکلا را در زندان نگه داشته اند ، فعالین کارگری و فعالان مدنی ، زنان و دانشجویان ترقیخواه و دراویش را در زندان مانده اند و همواره به آنان تهاجم می برند. بعبارتی بی حقوقی مطلق نسبت به زندانیان سیاسی و عدم توجه به وکلای آنها و تنگناهای فراوان برای ملاقات ها همه و همه همچنان دنبال می گردد . محمدنجفی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، به خاطر افشا قتل وحید حیدری در بازداشتگاه اراک، به ٣ سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شد.همچنین وکیل شناخته شده نسرین ستوده را بازداشت و به اتهامات سنگین بار دیگر او را در زندان نگه داشته و برای او۷۰۰ میلیون تومان وثیقه تراشیده اند که او نپذیرفت و به پای اعتصاب غذا رفت . بعد سراغ همسرش رضا خندان آمدند و به ایشان نیز اتهامات ناروا بستند و به ۷۰۰ میلیون وثیقه مجبور کردند. رضا خندان نیز همچون خانم ستوده، با صراحت هیچ جرمی را نپذیرفت و حاضر به پرداخت وثیقه نشد و همچنان در بازداشت است . ..



باید یاد آور گردم : در شرایط کنونی که جنگ جناحی در درون جمهوری اسلامی شدت یافته و دستگاه ولایت و دار و دسته های تحت امر رهبر می کوشند خود را مدافع "مستضعفان" و "کوخ نشینان" جا بزنند ، شاید این بودیم که خیزش توده ای دی ماه ۱۳۹۶ در بیش از ۱۰۰ شهر کشور در ده روزی که ایران را تکان داد ، نشان داد که خواست مردم همواره نان ، رفاه ، آزادی ایست . استمرار این چنین مبارزه ای می تواند هم پژواک گسترده تری داشته باشد ، هم مچ عوام فریبان و مفتخواران دستگاه ولایی را در کل جامعه باز شناساند و هم با طرح های نئولیبرال های اسلامی به مقابله برخیزد . لذا پایان بخشیدن به پراکندگی ها در سطوح مختلف و عدم تشکل یابی ، جدا سری نیروی رنج و کار در پهنای جامعه هشتاد (۸۰) میلیونی ما ، بزرگترین عامل ناکارایی و نا کارآمدی و عدم موفقیت کارگران در وصول مطالبات خویش و خاصه پیکره بدست آوردن ره آوردهای تامین اجتماعی و تضمین امنیت شغلی یکایک آنان است که بعد از چهار دهه همچنان برگرده یکایک آنان سنگینی می کند. باید و می توان براین مشکل فائق آمد آنگاه که متشکل گردیم و ریشه جدا سری و انفراد را بخشکانیم ، کاروان بزرگ برای تصرف قدرت و سازمان یابی براه خواهد افتاد!!



باید با صراحت به افکار عمومی جامعه ایران و جامعه جهانی گفت : از یک طرف ؛ طریقه صید این کشتی ها درست نیست و با صید بی رویه خودشان تمام ماهی های ریز و درشت را صید و امکان انقراض انواع و اقسام ماهی های موجود در خلیج فارس و دریای عمان که می تواند تهدید بزرگ اکوسیستمی و زیست محیطی باشد و از طرف دیگر ؛ علاوه بر آن نیز موجب بیکاری صیادان محلی نیز شده اند که از راه صید ماهی امرار معاش می کنند . بنابراین هر آنچه که هست حضور این کشتی ها با هر عنوانی چیزی جز ضرر برای کشورمان ندارد . همانگونه که آوردم ؛ بُود کشتی های صیادی چینی ها، تهدید آشکار بزرگ اکوسیستمی و زیست محیطی و سلب همه توانایی نیروی رنج و کار جنوب مردمان ما است . این مردمان را دریابیم و برای دشواری های آنان چاره بیاندیشیم! چاره کار ؛ تنها پایان بخشیدن به اینگونه قرار دادهای ننگین در چهارچوب توسعه پایدار در حفاظت از منابع تجدید ناپذیر است. همه دست اندرکاران شیلات باید به محاکمه کشیده شوند تا جرات نکنند ، دریای جنوب را همچون شمال کشور به ثمن بخس بفروشند و هر صدای معترضی را در گلو خفه سازند!



با گسترش تحریم ها ، بوسعت جامعه ما ، طوفان سهمگین بیکاری در راه است ! احتمال بیکارشدن ۴۵۰ تا۵۰۰ هزار نفر در صنعت قطعه‌سازی در ایران صنعت خودروسازی به عنوان دومین صنعت پس از نفت‌و گاز، جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد ایران دارد. این صنعت با داشتن سهم ۲۱ درصدی در ایجاد ارزش افزوده ، سهم ۲ تا ۴ درصدی در تولید ناخالص داخلی و در نهایت با گردش مالی حدود ۱۰ میلیارد دلاری، به نوعی موتور محرک صنعت کشور تلقی می‌شود. از طرف دیگر شرکت‌های خودروسازی بیشترین نیروی انسانی شاغل در بخش صنعت را دارند. به گفته مدیرعامل سایپا بیش از دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بطورمستقیم و غیرمستقیم در این صنعت مشغول به کار هستند. تا سه سال پیش اما وضع به این شکل نبود؛ چرا که تحریم‌ها خودروسازی را با بحران تولید و اعتراض و اعتصاب کارگران روبرو کرده بود.



استیضاح علی ربیعی ، مهره بدنام و بد آوازه و امنیتی نظام که تا به امروز از هیچ عمل شناعت آمیزی در حق طبقه ما خود داری نورزید. چهره ای که از شلاق زدن به کارگران معدن آق دره تا واگذاری هپکو به قیمت یک دکه یک دربی ، به «بخش خصوصی» و ضرب و شتم همان کارگران هپکو و آذرآب ، سرکوب و بازداشت فعالان کارگری معترض به بازداشت رضا شهابی در برابر وزارت کار در تهران، و تهدید همسر و همراهان شهابی در پیگیری دوره اعتصاب و زندانش ورودررویی با کارگران سندیکای صنعت نیشکرشوش و بازنشستگان و معلمان کشور،به نابودی کشاندن وضعیت شغلی کارگران فولاد، بی خانمانی زنان کارگر و طرح های دور کاری و کارورزی برای ایجاد نوعی مشاغل کاذب برای دانشجویان کشور و سرانجام نابودی بقایای امنیت شغلی تا کشتار کارگران معدن یورت را در پرونده دوران صدارتش داشته، به محاکمه کل نظام و افتادن مجدد نقاب از چهره متعفن و سراپا فاسدش منجر شد.



دور دوم اعتصاب سراسری کامیونداران سندیکا نحوه ی مواجه دولت با اعتصاب رانندگان کامیون را که در ابتدا انکار می کرد و بجای رسیدگی به خواسته های آنان راه سرکوب اعتصابشان را در پیش گرفته، محکوم می کند. و قویا همبستگی خود را با اعتصاب رانندگان کامیون اعلام و خواهان بر آورده شدن خواسته های انباشته شده شان که در ذیل می آید، می باشد. سندیکای کارگران شرکت واحد از همه کارگران، معلمان و تشکلهای مستقل کارگری دعوت می کند تا با اعلام همبستگی خود رانندگان کامیون را تا احقاق حقوقشان یاری دهند



اعتصاب مجدد و سراسری کامیونداران و کامیونرانان دور اول اعتصاب در خرداد ۱۳۹۷ / دور دوم از اول مرداد۹۷....کامیونداران و رانندگان کامیون از روز دوشنبه اول مرداد ماه ۹۷ در شهرهای مختلف دست به اعتصاب زده و از بارگیری امتناع کرده اند. این اعتصاب در تهران و شهرهای قزوین، پلدختر٬ اصفهان٬ تبریز٬شیراز٬ رشت و رستم آباد رودبار ، کرمانشاه٬ کنگاور٬ شهرکرد٬ فیروزکو٬ رفسنجان وبندرعباس شروع شده است. در شبکه کانال تلگرامی ، انعکاس خبر در سطح کانال های مختلفی بازخورد یافت . علی ربیعی وزیر امنیتی نظام، تلاش داشت که وقوع اعتصاب را با انتصابش به " مجاهدین " در برابر افکار عمومی خنثی و بی معنی نماید .



آنچه در تصاویر بالا دیده می شود اینستکه : مردم جنوب ایران خوزستان خاصه مناطق خرمشهر و آبادان، امروز همچون دیروز دوران بسیار سختی را سپری می کنند. آنان در اساس فاقد هوای سالم برای تنفس اند ، در عوض فراوانی ریزگردها در منطقه زندگی روزمره آنها را با دشواری روبرو ساخته است. با اینکه تمام مردمان منطقه سالیان پُرشماری بر روی نفت و گاز راه می روند اما هیچ نصیبی از این همه ثروت نمی برند و همچنان از بیکاری مزمن و رو به افزایش رنج می برند. جوانانش بیکار و رنج و سختی را به جان می خرند و برای پیدا کردن کار به هر دری می زنند و راه بجایی نمی برند . به این مجموعه اصفهان هم افزوده شد و اعلام گردید که از تیر ماه ۹۷ ، استفاده از آب شرب کوپنی می گردد. در این رابطه عباس محمدصالحی، نماینده استان اصفهان در شورایعالی استان‌ها: آب شرب مردم اصفهان طی ماه‌های تیر و مرداد سهمیه‌بندی می‌شود . همین جناب نماینده به مردم راهکار ارائه دادند که باید از اصفهان مهاجرت کنند و برخی صنایع منتقل شود!!!



در ایران ؛ مشکل بحران آب کم بود ، قطع برق هم اضافه شد! قطع بی نقشه و برنامه برق در ایران ، زندگی خیلی ها را با مشکلات زیادی روبر گرده است . دراکثر شهرهای ایران همه چیز از قطع مکرر برق خبر می دهد . قطع پیاپی جریان برق که به نظر می‌رسد در روزهای گرم تابستان، روند عادی امور را مختل کرده‌ است. در هفته‌های اخیر، غفلتاً برق قطع شود و زندگی مختل می گردد. قطع برق در جای جای کشور اثر تخریبی وحشتناکی از خود بجا می گذارد. تلف شدن ده هزارمرغ درشهرستان مانه وسملقان روستای مهمانک به خاطر قطع برق ، همچنین نانوایی پارس آبادی مغان به دلیل قطع مکرر برق خمیرهای خراب شده را جلوی اداره برق پارس آباد خالی کرد