info@hezbechap.com
info@barabari.org
مباحث تشکیل حزب چپ - حزب برابری طلب ایران
http://barabari.org                                 http://hezbechap.com
آرشیو | تاریخچه چپ ایران | سوسیالیسم - دمکراسی - آزادی | ویدئوها و فایل های صوتی | مباحث اساسنامه | مباحث برنامه | چرا حزب چپ ایران؟
مقالات
  • اپوزیسیون چپ و دمکراسی در ایران / فرامرز دادور

  • جنبش مردم در ایران / فرامرز دادور

  • ھدايت سلطان زاده : زبان مادری و ھويت ملی

  • دموکراسی؛ تناقض‌ها و پیش‌شرط‌ها سعید رهنما

  • شکست فقرِ قدرت، هفت تپه و جنبش شورایی نوشته‌ی: ناصر برین

  • فرامرز دادور: نگاهِ چپ به جنبش های اجتماعی و دولت

  • بهزاد مالکی : حزب چپ (فدائیان خلق) در چنبرۀ اپورتونیسم!

  • فرامرز دادور: نگاهی به مشخصاتِ امروزینِ امپریالیسم

  • ع - شفق: داستان "حزب چپ" و عضوگیری های جدید سازمان اکثریت

  • حمید موسوی پوراصل: حزب چپ (فدائیان خلق) یک حزب نابهنگام

  • حمید موسوی پوراصل: احزاب چپ و راه حل حداقل دستمزد

  • فرامرز دادور: نگاهی به نقش جنبش چپ در شرایط کنونی

  • حمید موسوی پوراصل: وظیفه چپ هدایت شعارهای شورش های اجتماعی بر علیه گرانی و اعتراضات کارگری, ارتقاء سطح خواسته ها و نشان دادن راه حل است

  • فرامرز دادور : نگاهی به اقتصاد سیاسی در گذارِ سوسیالیستی

  • حمید موسوی پوراصل: فدرالیسم یا "حق تعیین سرنوشت تا سرحد جدایی" ؟

  • مبارزه برای افزایش سطح "حداقل دستمزد" مبارزه ای لازم اما ناکافی - بخش دوم -حزب چپ و تشکلات کارگری

  • حمید موسوی پوراصل : مبارزه برای افزایش سطح "حداقل دستمزد" مبارزه ای لازم اما ناکافی - بخش اول


  • سر تیترهای مباحث برنامه
    توجه: بزودی مکانیسم شرکت فعال شما چه بصورت علنی با اسم و مشخصات یا بصورت ناشناس مهیا خواهد گردید. سر تیترهای زیر موقتی و تنها برای شروع بحث تهیه شده اند. از امروز می توانید از طریق ایمیل های اعلام شده در بالای سایت نظرات تکمیلی و تغییرات پیشنهادی در متن را برای ما ارسال کنید. تمامی نظراتی که مغایر یا مفاهیم کلی سوسیالسیم - دمکراسی - آزادی نباشند در سایت درج خواهند شد. اگر مایل به همکاری نزدیک تر با ما هستید با ما تماس بگیرید.

    سیاست ما در قبال مسئله سرنگونی رژیم اسلامی

    سیاست فمینیستی

    نقش و حق مردم در تاسیس نظام از طریق مجلس موسسان

    نهادهای مدنی: احزاب ، سازمانها ، سندیکاها و انجمن ها

    از میان برداشتن بخش مخفی و دزدیده شده از اقتصاد ایران

    قوه قضائیه مستقل

    ببمه درمانی همگانی

    بیمه های اجتماعی و سطح حداقل حقوق شهروندی

    آموزش و پرورش

    ضرورت تشکیل حزب چپ ایران

    متاسفانه امروزه بسیاری از ارزش های سوسیالیستی- آزادیخواهانه و دمکراتیک چپ از جانب اکثریت نیروهای متشکل چپ ایران قابل قبول نیستند و تبلیغ نمی شوند. مثلا فدائیان خلق که حزب چپ فدائیان را تاسیس کرده اند در برخورد با موج خصوصی سازی در ایران (در اعلامیه مشترک با جبهه ملی)‌علت شورش ها و اعتصابات و از جمله جنبش نیشکر هفت تپه را خصوصی سازی معیوب و ناقص می نامد و نه تنها در برخورد به اقتصاد هواداری از سیاست چپ و اجتماعی سازی نمی کند که در عرصه سیاسی نمایندگانی دارد که علنا در صف رای دهندگان در مقابل سفارت خانه ها ی جمهوری اسلامی با افتخار می ایستند و در انتخابات نمایشی رژیم شرکت می کنند و البته این کار را نمی توانند انجام دهند اگر فاقد پاسپورت و مدارک قانونی صادره از سوی این رژیم باشند . تلاش سازمان فدائيان اکثریت برای ایجاد <<حزب چپ>> را تنها می توان به عنوان تلاشی برای ثبت برند و کپی رایت نام <<حزب چپ>> در ایران تلقی کرد و نه چیزی بیشتر. چپی که مدافع اجتماعی کردن نباشد و مخالفتش با خصوصی سازی تنها محدود به اعتراض به نحوه اجرای آن باشد و نمایندگان و رهبران و سخنگویانش در رساناهای سراسری مجیز گوی استبداد باشند و مردم را دعوت به سیاست اصلاح طلبی در چارچوب نظام ولایت فقیه کند طبعا از خانواده چپ دمکرات و آزادیخواه ایران نیست.

    از سوی دیگر ما شاهد فعالیت برخی بقایای احزاب و سازمانهای چپی هستیم که پس از ۴۰ سال تلاشی و فروپاشی علنا فریاد می زنند که هیچ درسی از تغییرات جهانی نگرفته اند و دمکراسی را نه تنها برای جامعه که حتی در بدنه سازمانی خود تحمل نمی کنند. این احزاب و سازمانهای غیر دمکرات حتی با صدای بلند اعلام می کنند که مخالف حق مردم در تاسیس حکومت توسط مردم در مجلس موسسان در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و از آنجا که دمکراسی را پدیده ای طبقاتی می دانند از آن نیز حمایت نمی کنند. این جریانها با تکرار همان شعارهای ایدئولوژیکی که توسط دستگاه تبلیغاتی شوروی در دوران استالین و برژنف در دوران جنگ سرد رله می شدند با حق رای مردم در انتخاب مستقیم بالاترین ارگانهای کشوری مخالفند و کماکان سیاست شکست خورده حکومت شوراهای هرمی را تبلیغ می کنند. اگر در شوروی حزب کمونیست با ایجاد شوراهای هرمی و تزریق کمونیست ها به آن سیستمی را ساخته بود که عملا کمونیست ها از طریق این ساختار حکومت کنند ، سیستم حکومت شوراهای هرمی این احزاب و سازمانهای کوچک باقی مانده از انشعابات دور و نزدیک تنها و تنها تکیه برباد دارد. این جریانات دچار اغتشاش نظری عمیقی هستند و هنوز درک روشنی از تفاوت و نقش شوراها و شوراهای کارگری و ساختار مدنی یک حکومت دمکراتیک ندارند. از این رو آنها مبلغ ساختار غیر دمکراتیک شوراهای هرمی هستند. همان شوراهای هرمی حکومتی که با تجربه بسیار منفی آن در شوروی و چین آشنا هستیم. برخی از تشکلات چپ غیر دمکرات حتی پا را از این فراتر گذارده و به بهانه مبارزه با ناسیونالیسم علنا به مخالفت با حق آموزش به زبان مادری و فدرالیسم می پردازند. یک نیروی سیاسی که با حق رای مردم، با حق مردم در تاسیس نظام سیاسی از طریق مجلس موسسان مخالف باشد طبعا یک نیروی پیشرو نیست.

    جنبش برابری طلبی نه رقیب و مخالف جنبش آزادیخواهی و دمکراتیک ایران که هم پیمان آن است. از اینرو برای چپهای دمکرات ایران مرزبندی قاطع و نشان دادن تمایز نظری خود با چپ غیر دمکرات و چپ سازشگر با استبداد اهمیت حیاتی دارد. مخالفان جنبش دمکراسی و آزادی و توجیه گران استبداد سیاسی در ایران نیروهای ائتلافی جنبش برابری طلبی نیستند.

    زمان آن فرا رسیده است که چپ ایران بتواند با پذیرش تلاش برای سوسیالیسم از امروز - دمکراسی و آزادی به همکاری مشترک بپردازد. اگر دیروز هواداری از مدلها و هژمونی و ساختار شوروی، چین و آلبانی مانع ایجاد حزب چپ ایران بود و تسخیر قدرت به هر وسیله توسط کمونیست ها شرط مبارزه و اتحاد عمل، دیگر امروز نه آن نظم قدیم جهانی پا برجا نیسست و هم اینکه ما فعالان چپ به این بلوغ ذهنی رسیده ایم که بتوانیم متحد شده و خواست های عدالتخوانه خود را از طریق مدنی دنبال کنیم. هم طرفدار رفرم باشیم و هم طرفدار انقلاب. و هدف مان بهبود شرایط اقتصادی کارگران و مزدبگیران باشد و حکومت اکثریت بر اکثریت. نظامی که نشاندهنده سطح آزادی در آن سطح احترام . رعایت حقوق اقلیت است. طرفدار چنان جنبش برابری طلبانه ای باشیم که سدی در برابر جنبش آزادیخواهانه نباشد و جنبش آزادیخواهانه را رقیب خود نبیند که همگام آن باشد. راه جنبش هواداران جنبش برابری از راه جنبش آزادیخواهانه و دمکراتیک مردم ایران جدا نیست. ما هوادارن جنبش برابری برای مبارزه نیاز به یک حزب چپ داریم. حزب چپی که در برابر استبداد اسلامی سر خم نکند. حزب چپی که همزمان با حمایت از سوسیالیسم آزادی ها و دمکراسی از جمله حق رای مردم در تاسیس نطام سیاسی از راه مجلس موسسان را برسمیت بشناسد. اینجا صحبت از این نیست که هوادارن جنبش برابری چه نظامی ایده آلی را می خواهند یا نمی خواهند. اینجا سخن از حق مردم در تاسیس نظام سیاسی آینده ایران است و نه تنها حق تاسیس نظام سیاسی که حتی بدست آوردن حق انحلال و تجدید نظر در ساختار نظام سیاسی کشور که آنهم باز از سوی مجلس موسسسان قابل دستیابی باشد. طرفداران جنبش برابری فردای پس از سرنگونی جمهوری اسلامی را بایستی روز آغاز مبارزه سیاسی چپ ببینند و دقیقا برای همان روز است که ما از امروز نیاز داریم در تاسیس و پایه گذاری حزب چپ ایران بکوشیم.